تبلیغات
انجمن تئاترسازمان بسیج هنرمندان استان مازندران - سیمرغ: نقدی بر نمایش «اعتراف در آدمستان و همدستان قتل اریکس» در دانشگاه مازندران

سیمرغ: نقدی بر نمایش «اعتراف در آدمستان و همدستان قتل اریکس» در دانشگاه مازندران




نقدی بر نمایش «اعتراف در آدمستان و همدستان قتل اریکس» در دانشگاه مازندران

|
نمایش «اعتراف در آدمستان و همدستان قتل اریکس» به نویسندگی و کارگردانی محسن سپاسی از هنرمندان محمود آبادی و دانشجوی رشته صنایع دستی دانشگاه مازندران از سوی معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه مازندران و با همکاری معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی واحد مازندران از سی ام آبان ماه لغایت چهارم آذر ماه در سالن آمفی تئاتر دانشکده هنر و معماری دانشگاه مازندران بروی صحنه رفت.







به گزارش پایگاه تحلیلی خبری سیمرغ - مازندران، نمایش «اعتراف در آدمستان و همدستان قتل اریکس» به نویسندگی و کارگردانی محسن سپاسی از هنرمندان محمود آبادی و دانشجوی رشته صنایع دستی دانشگاه مازندران از سوی معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه مازندران و با همکاری معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی واحد مازندران از سی ام آبان ماه لغایت چهارم آذر ماه  در سالن آمفی تئاتر دانشکده هنر و معماری دانشگاه مازندران بروی صحنه رفت.


این نمایش که با اقبال خوب مخاطبان دانشجویی برخوردار بود یک تراژدی است که به جامعه انسانی بر می گردد.
اریکس شخصیت اصلی این نمایش با اشخاصی که از نظر فکری پلید و  خطا کار هستند به جدال پرداخته و آن ها را به هلاکت می رساند، در عاقبت به این نتیجه می رسد که خود نیز به گونه ای شبیه آن هاست و تفکردرستی ندارد و از دیگران بدتر است، لذا تصمیم می گیرد که خودر را به هلاکت برساند تا اینکه از این طریق بتواند جامعه و بشریت را نجات دهد. به گونه ای دیگر می توان گفت اریکس با کشتن نفس خود تحولی در خود و جامعه  ایجاد می کند.
اریکس در اساطیر قدیم یونان نام پسر زهره ربةالنوع عشق است و به سبب نیروی بسیار او هیچ پهلوانی در کشتی با وی تاب مقاومت نداشت به جز قهرمان مشهور یونان «هرکول» که وی را مغلوب و مقتول ساخت و او را در پرستشگاه زهره دفن کردند و این معبد درجزیره صقلیه در کوه در هرکول که امروز آنرا مونته سان جولیانو نامند، واقع شده است. اریکس نیز  نام  شهر صقلیه «سیسیل» قدیم هم است که به دلیل اعمال قدرت مافیا، رشوه خواری و کاغذ بازی، به توسعه و موفقیت نسبی دست نیافته‌است.
نمایش از لایه های بسیاری برخور داراست و با باز کردن هرلایه به لایه دیگری برخورد می شود تا اینکه به لایه نهایی که هدف غایی هست دست پیدا کرد، این تراژدی انسانی در لایه های مختلفی از رگه های طنز، مسایل اخلاقی، بی بند و باری، عدم رعایت اصول اجتماعی و دینی، درس های اخلاقی و گاهآ به  پوچی گرایی سوق پیدا می کرد که که مبین پراکنده گویی ذهنیت نویسنده می باشد.
پس از حضور مخاطبان در سالن و روایت قصه ای اخلاقی در تاریکی سالن، تابلوی زیبایی از بازیگران در زیر نور بلک لایت مشاهده می شد که پس از اتمام  روایت قصه،  هم آوایی بازیگران  به گوش می رسد و قبل از ورود اریکس به صحنه، سرو صدا های برخورد ظروف برزمین و شکستن آن ها مخاطب را از فضای آرام اولیه خارج می کند و با این طرفند مخاطب آماده دیدن نمایش می شود.
در طراحی صحنه مشاهده می شود که صحنه با یک اختلاف سطح به دوبخش چپ و راست تقسیم می شود، صحنه  در سمت چپ مخاطب در سطح پایین تری نسبت به سمت راست قرار دارد، دو شخصیت نمایش به نام های لفت و رایت که در حقیقت دستان اریکس هستند و در نور پردازی از شیوه نوری بلاک لایت بهره مند شده است،  لفت به رنگ صورتی فسفری و رایت به رنگ سبز فسفری با صدای صداپیشگان به گفت و گو با یکدیگر می پردازند و در رابطه با چگونگی به قتل رساندن اریکس با هم به گفت و گو می پردازند.
بازیگری که دو شخصیت لفت و رایت را در این اختلاف سطح بازیگردانی می کرد با هشتاد درصد موفقیت توانسته بود عکس العمل خوبی از خود نشان دهد و خود را با صدا پیشگان تطبیق دهد.
هرزمان که بازی و گفت و گوی  لفت و رایت در اختلاف سطح سمت چپ صحنه از دیدگاه تماشاچی به پایان می رسید، نور بلک لایت به آرامی خاموش و بازی در صحنه با روشن شدن نور تخت به سمت راست صحنه دراختلاف سطح بالاتر انتقال پیدا می کرد، در اینجا صحنه کاملا واقعی بود و شخصیتی بنام آدمستان که با دست و پایی بسته به طناب آویخته و صورتش به طرف زمین بود، به  تک گویی می پرداخت که با وجود محصور بودنش در طناب و مشکل در ارایه حرکات بدنی، حرکات خوبی را از خود در هنگام تک گویی ارایه داد و با صدای رسا و تغییرلحن خود در تک گویی فضای یک طرفه را که درسمت چپ صحنه که تا حدودی نمایش را از صحنه ای بودنش به سوی نمایش رادیویی کشانده بود بشکند و فضایی تازه در ارایه نمایش رخ نمایی کند، در این صحنه عکس کشته هایی که قرار بود توسط اریکس به هلاکت برسند قرار داشت، اریکس پس از هر قتل بر روی عکس مربوط به مقتول ضربدری می کشید. اریکس  در این اختلاف سطح  با  چهره واقعی خود وارد می شد.
نمایش دو داستان موازی را که در ارتباط با هم بود در بر داشت، در طول نمایش با رفتن نور از بلک لایت اختلاف سطح پایین ، نور تخت اختلاف سطح بالا روشن و نمایش ادامه پیدا می کرد.
موسیقی کلاسیک و اجرای زنده قرنی، پیانو و سنتی سایزر با نمایش هم گام بود و تاثیر بسیاری در روند نمایش از لحاظ ایجاد دلهره و اضطراب داشت، اما در برخی از مواقع بازیگردان لفت و رایت و صداپیشگان با موسیقی همراه نبودند و موسیقی نیز روند خسته کننده ای پیدا می کرد.
کارگردان در اجرای این نمایش با عدم پیروی از یک سبک خاص با تلفیق چند سبک در طراحی صحنه، لباس، بازی و نور ساختار شکنی کرده بود.
در مجموع می توان گفت که کارگردان تا هفتاد درصد به اهداف خود رسیده و موفق عمل کرده است.
 در این نمایش «مجتبی قلی زاده»، «شکیبا مرصلانی»، « محسن سپاسی»، «امیر کرمانی » و« میلاد عبدی» به ایفای نقش پرداختند و «پیمان نبی زاده» به عنوان دستیار کارگردان، «مژگان خلیلی» به عنوان منشی صحنه، «هستی دورافکن» به عنوان چهره پرداز، «پیمان نبی زاده» به عنوان طراح صحنه، «رضا احمدی» به عنوان موسیقی، «سپیده گل محمدی» به عنوان عکاس«علیرضا تهرانی» به عنوان تدارکات، «علی دیدگاه » به عنوان امور مالی، «جواد اسماعیلی» به عنوان آوازه گر در این نمایش همکاری داشتند.


حمیدرضا گل محمدی تواندشتی:  کارشناس نمایش





موضوع: اخبار news، برچسب ها: سیمرغ: نقدی بر نمایش «اعتراف در آدمستان و همدستان قتل اریکس» در دانشگاه مازندران، دنبالک ها: سیمرغ،
ادامه مطلب
[ شنبه 7 آذر 1394 ] [ 02:18 ق.ظ ] [ حمیدرضا گل محمدی تواندشتی ]